امروز در نایت ملودی
با خواص و فواید روغن زیره آشنا شوید..!
با خواص و فواید روغن زیره آشنا شوید..!برای شریک زندگیم چه میزان باید وقت بگذارم؟
برای شریک زندگیم چه میزان باید وقت بگذارم؟با مراقبتهای قبل و بعد از عمل جراحی آب مروارید آشنا شوید
با مراقبتهای قبل و بعد از عمل جراحی آب مروارید آشنا شوید
در رابطه با رژیم عضله سازی چه نکاتی را باید رعایت کرد؟بطور کامل از خواستگارتان تحقیق کنید..!
بطور کامل از خواستگارتان تحقیق کنید..!بهتر است که مکمل های ویتامینی را چه زمانی مصرف کنیم؟
بهتر است که مکمل های ویتامینی را چه زمانی مصرف کنیم؟با یک کودک دیر آموز چطور برخورد کنیم؟
با یک کودک دیر آموز چطور برخورد کنیم؟چگونه مشاجرات زن و شوهری را آسیب زدایی کنید؟
چگونه مشاجرات زن و شوهری را آسیب زدایی کنید؟مناسب ترین روش برای لاغری و تناسب اندام چیست؟
مناسب ترین روش برای لاغری و تناسب اندام چیست؟راهکارهای طب سنتی برای درمان یبوست در کودکان
راهکارهای طب سنتی برای درمان یبوست در کودکانخوردن تخم مرغ و تخم بلدرچین چه فوایدی برای کودکان دارد؟
خوردن تخم مرغ و تخم بلدرچین چه فوایدی برای کودکان دارد؟دلیل اینکه زنان از رابطه جنسی لذت کمتری میبرند چیست؟
به چه دلیل زنان از رابطه جنسی لذت کمتری میبرند؟به چه علت خنده درمانی برای جسم و روح مفید است؟
به چه علت خنده درمانی برای جسم و روح مفید است؟راهکارهایی برای حل بحرانهای مالی در خانواده
راهکارهایی برای حل بحرانهای مالی در خانوادهراهکارهای عملی برای کنترل کردن خشم
راهکارهای عملی برای کنترل کردن خشماین راز و رمزهای مهم را در رابطه با ازدواج بدانید
این راز و رمزهای مهم را در رابطه با ازدواج بدانیدانجام تمرینات یوگا چه تاثیراتی بر بدن دارد؟
انجام تمرینات یوگا چه تاثیراتی بر بدن دارد؟دلایلی که باعث شده سن ازدواج در جوانان بالا رود
دلایلی که باعث شده سن ازدواج در جوانان بالا رودورزشهای هوازی چه فوایدی برای بدن دارند؟
ورزشهای هوازی چه فوایدی برای بدن دارند؟برای آبرسانی به پوست از چه خوراکی هایی استفاده کنیم؟
برای آبرسانی به پوست از چه خوراکی هایی استفاده کنیم؟

پنل اس ام اس رایگان

پرند پیامک ابزار قدرتمند برای ارسال و دریافت پیامک است. این سرویس به شما کمک می کند تا بصورت رایگان شماره دلخواه خود را انتخاب نمائید و امکاناتی نظیر : ارسال و دریافت پیامک، ارسال تبلیغاتی بر اساس بانک شماره موبایل کل کشور، کدپستی، منطقه ای، مشاغل، اصناف، ارسال به BTS و محدوده تحت پوشش، سن و جنسیت، پشتیبانی از اپراتورهای 1000، 2000، 3000، 50001، 50002، 50004، تلفن ثابت 021 و ماژول هایی مانند دفترچه تلفن، منشی پیامک، انتقال پیامک، کدخوان، نظرسنجی، مسابقه، ارسال زماندار به همراه وب سرویس و API برنامه نویسان با تعرفه ارسال 105 ریال استفاده نمائید. همچنین شما بلافاصله پس از ثبت نام در پرند پیامک 3 شماره اختصاصی رایگان و پنل اس ام اس رایگان نیز دریافت می کنید.

newsletter_06

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند… یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف…

داستان جذاب همسر زیبا

روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می‌زد که با مرد جوان غمگینی روبه‌رو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.»…. روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می‌زد که با مرد جوان غمگینی روبه‌رو شد. حکیم گفت:…

داستان آموزنده, مواظب سنگریزه‌ها باشید

پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : – اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت : – من فرق درخت ها و…

داستان جالب بال هایت را کجا جا گذاشتی ؟

شخصی نزد همسایه‌اش رفت و گفت: “گوش کن، می‌خواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می‌گفت…” همسایه حرف او را قطع کرد و گفت: “قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه…

حرف‌های خود را از ۳ صافی عبور دهید!

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.» پرستار گفت: «این بچه نیاز به…

داستان زیبای «این قانون بیمارستان»

درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود. در آن کوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد کرد…

داستان کوتاه درویش یک دست

درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود. در آن کوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد کرد…

داستان کوتاه درویش یک دست

متن حکایت یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر…

كدام یک از افراد را سوار مي‌كنيد؟ (حکایت)

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟» پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که…

داستان جالب نشان شخصیت

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.» پرستار گفت: «این بچه نیاز به…

داستان زیبای «این قانون بیمارستان»

روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با…

داستان کوتاه همسایه حسود

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی…

ما چقد زود باوریم! (داستانک)

یکی از شاگردان شیخ انصاری می گوید: «در دورانی که در نجف اشرف نزد شیخ انصاری به تحصیل مشغول بودم، شبی شیطان را در خواب دیدم که بندها و طناب های متعددی در دست داشت. از شیطان پرسیدم: “این بندها…

امثال تو نیازی به طناب ندارد

کشیش این‌طور شروع کرد: «وقتی من پسربچه بودم، مادربزرگم در بازی منوپولی[۱] استاد بود. هر وقت ما دو تا با هم بازی می‌کردیم، اون کاملاً منو شکست می‌داد و در پایان بازی، صاحب همه‌چی بود. جاده‌ی عریض، پارک و… هر…

کشیش

یکى، در پیش بزرگى از فقر خود شکایت مى‏کرد و سخت مى‏نالید . گفت: خواهى که ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته که نه . دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمى‏کنم. گفت:…

امام محمد غزالی

همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی ‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم . به او گفتم:بنشینید«یولیا واسیلی ‌‌‌‌‌اِونا»! می‌‌‌‌دانم که دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را…

آنتوان چخوف

زنی که در حومه شهر زندگی می کرد می خواست خانه و اثاثیه اش را بفروشد. زمستان بود و چنان برف سنگینی باریده بود که تقریبا محال بود که هیچ ماشین یا کامیونی بتواند تا در خانه اش برسد. منتها…

داستان کوتاه ایمان

ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم. به جوی…

قدرت دعای مادر

یک شب در خوابگاه دانشجویی شهرستان بودیم که صحبت به حجاب در ایران و خارج از ایران کشیده شد. سمت مقابل بحث من می گفت: ایرانی ها مثل خارجی ها جنبه ندارند وگرنه با سرلخت و دامن راه رفتن، هیچ…

حاضری خواهر و مادر خودت ...؟

در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی…

داستان جالب قصر پادشاه